تبلیغات
korean happy school - Pink lipstick 2

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


korean happy school
باران باش و ببار و نپرس كاسه های خالی از ان كیست.......... سخنی از كوروش بزرگ
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط nilooooooo
سلام سلام سلام بنده با اولین كارم شروع میكنم اول از همه میسی از ایسودا جون كه منو اینجا نویسنده كرده 
بگذریم میمیدونم كسی سریال رژلب صورتی رو دیده یا نه؟(داستانشو تو گوگل سرچ كنید میاد)به هر حال داستان چرتیه. میدونم زشت نوشتم ولی خوب یه جور داستان هام مسخره اند به هر حال هرچی بود تو نظرات بهم بگید حالا بپرین تو ادامهههههههههههههههههههههههههههههه
دقیقا ساعت نزدیكای  2:30 بود 
یونگیون:گاییون پاشو دیگه چه قدر میخوای بخوابی؟
گاییون:بعد از اومدنم از میلان اینطوری شدم اینطوری نبودماااااا.
زینگ زینگ(صدایه موبایله)
جابوم:الو گاییون كجایی باشه چی نه بریم دنبال ناری ببریمش شهر بازی(اخه مگه بچه ی توهه؟)
گاییون:باشه خداحافظ.
دقیقا وقتی جابوم داشت با گاییون حرف میزد تویه قایق نشسته بود داشت ماهی میگرفت
گاییون:الووووو میران تو و جانگ وو میاید شام با هم با جابوم بریم بیرون؟ناری هم میبریم
میران:نمیدونم گاییون باهات تماس میگیرم خداحافظ .(این دو تا تو داستان من با هم خوبن)
جابوم هم زنگ زد به میران:الو میران چرا تو ساحل خونه ی پدرت اقایه چو یه ماهیم پیدا نمیشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میران:جابوم نمیدونم سعی كن خودت دیگه 
یه دفعه جا بوم داشت حرف میزد كه از پشت افتاد تو اب دست پا میزد بیاد بالا انگار كوسه گرفته بودش
میران:الو الووووووووووووو جابوم...........قطع شد .
جابوم:كمك نجاتم بدید كمك من اینجام اقا یكی كمكم كنه دارم غرق میشم اه ایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
گاییون:نمیدونم چرا این جابوم نیمد گوشیشم كسی جواب نمیده؟پس كجاست؟
الووو میران جابوم بهت زنگ نزد
میران:نه نه بهم هان چرا زنگ زد یه دفعه قطع شد.
گاییون:شاید رئیس مینگ بدونه خداحافظ
گاییون:مامان من باید برم بعدا همه چیز رو راتون توضیح میدم
مامان گاییون:هان دختر وایس كجا میری هی نگاه كن رفت
گاییون:رییس مینگشما جابوم رو ندیدین؟
رییس مینگ:نه جابوم خیلی وقتق خونه نیمده گاییون
گاییون:ممنون
دینگ دینگ
گاییون:سلام مامان نتونستم پیداش كنم انگار اب شده رفته تو زمین
یونگیون:گاییون ایرادی نداره اون دیگه مردیه نمیخواد نگرانش باشی 
مامان گاییون:منو یونگیون میری خرید زود میایم خداحافظ
گاییون:خداحافظ
3هفته بعد
گاییون:دارم میمیرم كجایی جابوم()
جابوم یه پاشو كوسه زخمی كرده بود و انقدر بد جراحت شده بود كه پاشو قطع كردن،الالن دم اسانسور وایستاده تا بیاد الان اسانسور رسید جابوم درش رو باز میكنه میگه: ایسودا نیلوفر شما ها اینجا چیكار میكنید ؟
نیلو:اوا جابوم بازم تو؟
ایسودا:اینجا چیكار میكنی؟
نیلو:چه بلایی سر پات اومده ؟ گاییون میدونه؟
جابوم:نه تازه اومدم بهش بگم.
ایسودا:دوست بی چاره ی من خدا میدونه اگه بفهمه چی میشه؟
نیلو:ما رسیدیم طبقه ی 3 خداحافظ
جابوم:خداحافظ 
دینگ دینگ طبقه ی ششم 
جابوم رفت زنگ خونه ی گاییون رو زد و گاییون در رو باز كرد
گاییون:ها جابوم تو اینجایی ؟
جابوم:راستش گاییون............
گاییون:پات چیشده؟
جابوم:قطع شده
گاییون:اه خدای من نه ...........(و غش كرد)
جابوم:چی شده گاییون گاییون بیدار شو گاییون...........................
و مراسم خاك سپاری گاییون 
جابوم:میران میران همه ش تخسیر تو بود تو منو وادار كردی از منطقه ی ساحلی اقای چو ماهی بگیرم همش تخسیر تو بود
صحنه ی اخر هم مربوط میشه به  سالگرد از دواج میران و جانگوو كه دارن باهم شام میخورن و مرگ گاییون و سخ تیهای جابوم


خب دیگه همین یه داستان زشت نوشتم میدونم خیلی زشته فقط جون من بنظرید





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
 [ tinychat.com/vfdchatroom ]